دلبستگی یا وابستگی

 

وقتی جلسه اول مشاوره تموم شد، حالش بهتر بود. میدونی چرا به من مراجعه کرده بود؟ برای اینکه دختری که نامزدش بود، بارها با ایماواشاره بهش گفته بود که دوستش نداره و رابطه ازنظرش تموم شده است؛ اما مرد جوان هر کاری که می‌کرد، نمی‌توانست باور کنه. حاضر بود هر باجی که لازمه بده، حتی غرورش رو، حتی خانوادش رو، حتی هر چی پول داره رو… که دختر بمونه؛ اما انگار هر چی بیشتر به دختر باج می‌داد، بیشتر او نو از دست می‌داد. واقعاً که چه زخمیه وابستگی …

 

دومین مراجع همون روزم، مرد ویژه‌ای بود. عجیب اینکه قصه‌ی هر دو نفر یکی بود. با این تفاوت که نفر دوم، مرد متأهلی بود و همسرش داشت با دو تا فرزند زندگی مشترکشون رو ترک می‌کرد. مرد چهل‌وسه‌ساله و عاشق همسرش بود.

می‌گفت: مادر بچه‌ها بهم گفت: دوستت ندارم و رفت؛

می‌گفت: بچه‌ها اصرار دارن برن دنبال مادرشون و هر طور شده او نو به خونه برگردونن. می‌گفت: بعد از دو ماه دیشب همسرش یه پیام خالی براش فرستاده و انگار میخواسته حرف بزنه… گفتم: خب چرا جوابش رو ندادین؟

گفت: خانم دکتر دوستش دارم؛ اما من زنی رو که بی‌دلیل رفته و حالا هم میخواد به التماس من برگرده رو نمی خوام.

 

حتماً خودتون متوجه شدید که توی این نوشته میخوام از چی حرف بزنم؟

دلبستگی یعنی رابطه‌ای که در اون، شخصیت ما از عشق مهم‌تر و باارزش‌تر می مونه و وابستگی یعنی رابطه‌ای که در اون، به خاطر عشق و دوست داشتن، شخصیت خودمون رو زیر پا می‌زاریم.

دل‌بستگی یک کشش ذاتیه؛ کششی که از وقتی متولد میشیم تا هنگام مرگ در ما زنده هست و اصلاً هم نمیشه انکارش کرد یا نادیده‌اش گرفت. حتماً اسم نظریه‌ی دل‌بستگی در تئوری‌های روان‌درمانی رو شنیدید. درسته؟ این نظریه رو برای اولین بار دانشمندی به اسم جان بالبی مطرح کرد و نظریه بعدها توسط دیگران (مثل هازان و شاور،1997) توسعه پیدا کرد.

 

جالبِ بدونید که در این نظریه‌ها دل‌بستگی، خودش به چهار دسته‌ی اصلی تقسیم‌شده که از این چهار دسته، سه تاش وابستگی هست! و یکیش طبق تعریف اول مقاله دل‌بستگی محسوب میشه. نظریه‌پردازان و صاحب‌نظران معتقدند همه کودکان دنیا از بدو تولد تا آخر دوسالگی یکی از چهار سبک دل‌بستگی زیر رو تجربه خواهند کرد:

 

سبک دل‌بستگی بی‌قرار، سبک دل‌بستگی اجتنابی، سبک دل‌بستگی دو سو گرا یا متزلزل، سبک دل‌بستگی ایمن.

 

حالا چرا سه سبک اول، طبق تعریف من، وابستگی محسوب می شن؟ چون این سه سبک، بویی از تقدم شخصیت بر عشق رو به مشام نمیرسونن.

سبک بی‌قرار عادت داره با دادوفریاد و اضافه‌کاری خودش رو توی روابط بی‌ارزش کنه و احترام طرف مقابل رو از دست بده؛ سبک اجتنابی هم از طریق سکوت مرضی و مرگبار و نگفتن حس‌هایی که داره تجربه می کنه، به‌تدریج پیش نفر مقابل جذابیت خودش رو از دست می‌ده و سبک متزلزل یا دو سو گرا هم هزار جور رفتار عجیب‌وغریب از خودش نشون می‌ده و تو رابطه عاشقانه، همه‌چیز میشه، جز یک آدم باشخصیت و اصیل!!! و اما سبک دل‌بستگی ایمن…

 

سبک دل‌بستگی ایمن رو فرزندانی تجربه می‌کنند که مراقبان اولیه یا همون پدر و مادرشون، ویژگی‌های خاصی داشتند. هم مهربان و هم قاطع، هم پاسخگو و در دسترس و هم به‌اندازه کافی ناکام کننده. آخ که چه قدر مهم بود این‌هایی که آخر اشاره کردم. مهربانی و قاطعیت هم‌زمان نه‌فقط ویژگی پدر و مادرهای بهینه هست، بلکه ویژگی زن و مردهای بزرگ‌سال جذاب هم هست؛ مهربانی و قاطعیت هم‌زمان رو دخترها و پسرها، زن‌ها و مردهایی دارند که هم بلدن قربون صدقه‌ی معشوقشون برن و دلبری کنن و هم بلدن به‌وقت، ترمز رو بکشن و جدی باشند. این‌طور آدم‌ها جذاب هستند؛ چون از یک‌طرف با محبتشون طرف مقابل رو جذب میکنن و از طرف دیگر با محکم بودن و جدی بودنشان؛ درست مثل همون آقای متأهلی که می‌گفت: دوستش دارم؛ وقتی هم که بود نهایت محبتم روبهش کردم؛ اما با التماس اونو نمی خوام.

 

آدم‌هایی که سبک دل بستگیشون بی قرارِ، پرحرف و اضافه‌کار هستند و نهایتاً بی‌ارزش. آدم‌هایی که سبک دل بستگیشون اجتنابی هست اونقدر حرف نمیزنن و دورن از آدم که دل رو میزنن و طرف مقابل رو ذلِ می‌کنند؛ اما از عجایب خلقت نگم براتون. منظورم چیه از عجایب خلقت؟ اینکه دست طبیعت تقریباً همیشه کاری میکنه که اجتنابی‌ها عاشق بی‌قرارها میشن و بی‌قرارها درگیر اجتنابی‌ها؛ اما فقط اول کار البته!

مراجع اولی که نوشتم رو باهاش شروع کردم یادتونه؟ همون که همه‌ی دارایی‌اش رو به دختر بخشیده بود و دختر هم نمی‌خواستش؟ رابطشون طوری شده بود که مرد فقط باید رستوران یک هتل پنج ستاره رو براش رزرو می‌کرد تا دختر حاضر بشه باهاش شام بخوره. درحالی‌که اون زن عقدی پسر بود و فقط جشن عروسی نگرفته بودند. پسر تو اتاق مشاوره داد می‌زد و می‌گفت: تازه وقتی بااین‌همه التماس، می‌کشونمش سر قرار، لام تا کام باهام حرف نمی زنه و فقط سکوت تحویلم می‌ده. حالا شما بگین سبک دل‌بستگی این زوج چیه؟ درود بر شما. درسته. پسر سبک دل‌بستگی بی‌قرار داره؛ چون اضافه‌کار هست و نمی تونه در هیجانات خودش رو کنترل کنه. تو همین هیجانات هم بوده که عاشق شده، پولش رو باخته، غرورش رو باخته، شخصیتش رو هم باخ خ خ ته؛ و تو همین هیجانات افراطی هم داره التماس می کنه تا دختر رو بیاره سر قرار. دختر هم سبک دل‌بستگی اجتنابی داره؛ یعنی چی؟ یعنی اینکه چون کم ‌حرف می زنه، چون صمیمی نمی شه، چون معلوم نیست تو ذهنش چی می گذره، بجای مستقیم حرف زدن، با ایماواشاره می گه طرف رو نمی خواد و این‌طوری می شه که آدم‌ها توی رابطه عاطفی به هم می پیچن و گیر می‌کنند.

هر چی شدت بی‌قراری و اجتناب یک آدم بالاتر باشه، معمولاً وابستگی هاش هم شدیدتر و خطرناک‌تر می شه. حتما میپرسید: مگه اجتنابی‌ها هم وابسته هستند؟ بله… هستند. هم وابسته هم خطرناک. چون همون قدر که بی‌قرارها اضطراب دارن که آخر رابطه شون جهنم باشه، درست همون اندازه اجتنابی‌ها پر از ترس و اضطراب هستن، ترس از اینکه درک نشن و رابطشون جهنمی بشه. فقط فرق کار اینجاست که بی‌قرارها وقتی می ترسن، اضافه‌کاری می کنن و اجتنابی‌ها وقتی می ترسن، عقب‌نشینی!

 

وابستگی یعنی ترس؛ ترس از تنها ماندن و درک نشدن. دل‌بستگی یعنی شوق؛ شوق عشق دادن و عشق گرفتن به‌شرط احترام. دل‌بستگی ایمن ریشه در تجربه کودکی ما داره؛ کودکی که در کنار پدر و مادری آرامش‌بخش و پیش‌بینی پذیر سپری‌شده … مهم‌ترین حرفی که باید در این نوشته بهش توجه کنی و یاد بگیری صحبتی هست که الآن میخوام بکنم.

 

سبک‌های دل‌بستگی ناایمن (بی‌قرار_ اجتنابی_ متزلزل)، همواره روابط عاشقانه‌ای با پایان تلخ‌رو تجربه خواهند کرد و کودکانی با سبک دل‌بستگی ایمن در کودکی، تقریباً همیشه روابط پایدارتر و ایمن‌تری را تجربه می‌کنند. می‌پرسید چرا آخه؟ چون تعریف هر انسان از عشق در سال‌های اول زندگیش شکل می گیره و اگر روانکاوی اون هم از نوع مؤثرش رو تجربه نکنه، این تعریف تا آخر عمر تکون نمی خوره!!!

اگر کودکی در اوان زندگی به این نتیجه برسه که عشق یعنی دادوبیداد و قشقرق راه انداختن و چسبناک بودن، (همون تجربه‌ای که از رابطه خودش با پدر و مادرش داشته و هر وقت داد می زده، شکلات می‌گرفته!) در بزرگ‌سالی هم افرادی رو جذب می کنه که بشه کنارشون جیغ‌وداد زد و شکلات گرفت!

حالا شکلات گرفتن تو بزرگ‌سالی یعنی چی؟ یعنی یک خانم یا آقایی خرابکاری کنه، اضافه‌کاری کنه، خیانت کنه، معتاد بشه و نفر مقابلش هی بهش شکلات بده و باز کنارش بمونه. نمی خوام بگم هر وقت همسرتون از این اضافه‌کاری‌ها کرد باید ترکش کنید؛ نه. منظورم سبک زندگی شماست؛ که این سبک زندگیتون نشه که طرف مقابل مثلاً فحاشی کنه و شما هی چسبناک‌تر بشید و وابسته‌تر.

 

خلاصه اینکه وابستگی ناسالم در کودکی، همیشه به روابط ناسالم در بزرگ‌سالی ختم می شن و خبر تأسف‌بار این هست که بر اساس تحقیقات طولی و پژوهشی، بیش از هشتاد درصد کودکان، در سبک‌های دل‌بستگی ناایمن پرورش می‌یابند.

صحبتم رو با خبری خوش به پایان میر سونم: سبک‌های دل‌بستگی ناایمن و انواع شخصیت‌هایی که وابستگی شدید و مرضی رو تجربه می کنن، می تونن با خودآگاهی و تمرین از وابستگی عبور و به قلمرو دل‌بستگی سالم پا بزارند.[1]

 


 

1)نظریه دل‌بستگی، کتاب زوج‌درمانی تحلیلی (1)، نوشته و ترجمه نویسنده

محصول دل‌بستگی جهنمی موجود در سایت

عضو خبرنامه شوید
عضو خبرنامه شوید
دریافت جدیدترین مقالات در حوزه روابط و زندگی
اطلاعات شما نزد سایت دکتر بیتا حسینی محفوظ می ماند .

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.