چون خداوند صدایم را نمی شنود به آدمها پناه می برم

نور آگاهی

مجموعه ی ما (آوینه) بر اساس سه باوراساسی طراحی شد : افراد عاشق باشند اما اول آگاه باشند و … افراد آگاه باشند اما اول نورشان را یافته باشند !!! این یعنی سه عنوان  برای خوشبختی پایدار: عشق آگاهی ، خودآگاهی ، نور آگاهی و همان طور که در آغاز اشاره کردم :  اول باید نورآگاه شد ، بعد خود آگاه و نهایتاً عشق آگاه 🙂

آیا منظور من این است که هیچ‌کس نمی‌تواند درست عاشقی کند مگر آنکه اول به خودش آگاه شده باشد؟  دقیقاً درست فهمیدید .و آیا منظور من این است که هیچ کس نخواهد توانست به خودش آگاه شود مگر آنکه ابتدا نور درونی اش را بیدار و زنده کرده باشد؟ به مقاله ی نور آگاهی خوش آمدید

 

 

وقتی به عنوان نور آگاهی اشاره می‌کنم ، افراد فکر می‌کنند می‌خواهم نصیحت کنم. ابداً اینطور نیست . نور، ذات ماست . نور حقیقت انسان بودن است و نور همان چیزی است که اگر آن را در درون خودمان از دست بدهیم یعنی نابود شده ایم . نابودی مطلق . نور درونی تو یعنی انرژی که حتی در سکوت از تو به دنیا پخش می‌شود؛ یعنی فیلمی که دنیا دارد تمام لحظه ها از تو تماشا می کنند و تو از آن آگاه نیستی . نور درونی ات که برود تو میمانی با یک دنیا انرژی تیره . و اما انرژی تیره یعنی چه ؟

این چه اصطلاحی است که اگر درکش نکنی  نه از خود آگاهی خبری هست و نه از عشق ؟  برایت میگویم .

 

شاید اصطلاح ارتعاش یا فرکانس را شنیده باشی. شاید هم نه . منظورم از نور وجودی تو همان طول موج ست که حتی وقتی در خواب هستی ، دارد از تو به دنیا ساطع می‌شود . من ارتعاش هر شخص را به دوازده قسمت تقسیم کرده ام که می‌تواند تغییر کند.  باور می کنید؟

 

 

در کتاب به جشن رسیده ها  فصل اول به ریشه‌های ترسان و هراسانی اشاره کردم که همگی تیره ، بی نور و پر از انرژی منفی هستند. در کتاب ذکر کرده و گفته ام  که این ریشه‌های انرژی منفی ، همگی چهار ویژگی اصلی دارند :  اول فکرهای حال بد کن که مدام تو سرشون پخش میشه و حالت طفلکی ها رو خراب میکنه ، دوم حس های پریشون مثل اضطراب خشم ترس که مثل یه موج سیاه انرژی دورشون را احاطه کرده و خودشون اصلا ازش خبر ندارند سوم حرف های حال بد کن که همش دارند به خودشون و به باقی ریشه‌های کناری شون می زنن؛  مثل : اینجا و این زندگی زیر خاک چقدر تاریکه ؛ چه الکی عمرمون داره هدر میشه و چهارم فشارو کنترل شدید روی طرف عشقیشون.

 

تو کتاب اشاره کردم و گفتم که همه ریشه‌ها ی هراسون ،  یک ریشه ای رو کنار شون دارند که فکر می کنن عاشقش هستن اما فقط دارند فشارش میدن !! و این اصلا خاصیت ریشه های سطحی و بد انرژیست که نورو ندیدن .

 

 

 

 

 حالا می خوام اینجا براتون بگم آدم هایی که نورشان رفته ، آدم‌هایی هستند که دقیقاً همین چهار تا ویژگی که براتون گفتم رو دارن . نور کسی که میره ، اون آدم شروع می کنه به جذب انرژی های تیره شبیه خودش . برای همینه که بدشانس ها  هر روز بد شانس تر میشن ، فقیرها هر روز فقیرتر و پولدارها هر روز پولدارتر.

 

 

طبق قانون نور و ارتعاش ، از روی آدم هایی که در کنارت زندگی می کنن یا وسط قصه ی زندگیت پرتاب میشن میتونی بفهمی کجای کاری و خودت کی هستی .  چون معمولاً آدم های هم وزن و هم انرژی و هم فرکانس در کنار ما قرار می‌گیرن و باهامون زندگی می‌کنن.  خوب  اگر اینطوری باشه که تمو….مه.

” من که شوهرم واقعاً غیرقابل تحمل است و یه عمر مطمئن بودم که حضور این آدم تو زندگیم باعث افسردگی من هست ،همیشه اشتباه می کردم ؟ “

“یعنی بر اساس قانون های نورو ارتعاش، یعنی من شبیه همسرم هستم که توی زندگی من قرار گرفته  ؟ ”  . ” نه خانم دکتر این طور نیست .  ما با هم خیلی فرق داریم .” ” این قانون غلطه .”

اجازه می‌خواهم که بهتون بگم به درس اول نور آگاهی خوش اومدید .

 

وقتی شهامت پیدا کنی و با تمام وجود قانون اول ارتعاش رو بپذیری ، اونوقت بجای اینکه یک عمر پدر و مادرو خواهر برادر همسر فرزند و جامعه و صاحب خونه و  جاریت  رو مسئول حال و هوای خرابت بدونی ، مجبور میشی آینه رو طرف خودت بگیری و بگی : ” نکنه واقعاً اندازه و حد واقعی من بوده که این آدم‌ها رو کنارم  قرار داده ؟ هان؟”نکنه که فکرها ، حس ها ، نوع حرف زدن  و رفتارهای خودم هست که باعث شده آدم های مهم زندگیم با هام اینطوری رفتار کنن ؟ اونوقت با جسارت دوربین رو زوم می کنم روی فیلمی که هر روز داره از تو به زندگی پخش میشه و این شروع تحول توست .

 

وقتی همسر شما به شما بی احترامی و بد دهنی می‌کنه مربوط به انرژی شماست . مربوط به ارتعاش شماست . مربوط  به نور شماست که تیره و کمرنگ شده. آخه چرا ؟ چون کسی که شما هستید، حتی در سکوت ، داره اجازه میده که بشه و بتونند با شما اینطوری رفتار کنن. مثلاً شما قاطعیت و جسارت و قدرت کم داشته باشین. هان  ؟

 

 

بسیاری از زنان و مردان سرزمینم که در اتاق های مشاوره ملاقات و دیدار کرده‌ام و با هدف طلاق توافقی به مطب من آمده اند را در همان جلسه اول شوکه‌های بزرگ داده‌ام . شوکهایی از این قبیل : “ترس دارد شما را هدایت می کند. ترس ازرویا رو شدن با کسی که واقعاً هستید . طلاق عموماً یک راه فرار کودکانه است . چون اگر طلاق نگیرید مجبور خواهید شد فشار تحمل کنید. فشار رویا رو شدن با نقطه ضعف های خودتان نه محکوم کردن همسرتان را می گویم  فشار رویارو شدن با تیرگی درونی تان و پذیرش این که نور درونتان کمرنگ شده.  چون اگر طلاق نگیرید باید بمانید و رابطه را بسازید و ساختن رابطه عاشقانه همیشه دو پیش نیاز دارد : خودآگاهی و قبل از آن  ، نور آگاهی .”

 

 

صدها زوج از طریق تحول نگاهشان به عشق و آسیب ، تصمیم گرفته اند و وارد سرزمین سرسبز تحول شده‌اند .حتی  پس از آسیب های جدی ؛ که اساساً ساختن عشق ، نیازمند جرأت ، تصمیم و شهامت رویارویی با خویشتن است.  تا وقتی برای مدتی از ساحل امن گذشته مان و من قدیمیت فاصله نگیری،  محال است بتوانی سرزمین های جدید را کشف کنی .

 

به دنیای نور آگاهی که وارد شوی الگومی خواهی . الگویی از نور،  الگویی از موجودی که نورش را زندگی می‌کند و زمان‌های طولانی این نور را در درون خودش  حفظ کرده است .آن وقت  به منشأ نور خیره خواهی شد . منشأ تمام خورشید ها ، حاکم تمام ستاره ها و آنگاه بر اساس قانون تمرکز ، روشن خواهی شد .

قانون تمرکز می گوید : بر هرچه تمرکز کنید ، همان در درونتان وسعت می‌یابد . اگر بر اضطراب تمرکز کنید مضطرب می شوید ، اگر بر بوته رز تمرکز کنید زیبا می شوید ، اگر بر نورشمع تمرکز کنید کاریزماتیک میگردید و اگر بر منشأ خورشیدها تمرکز کنید ، نور درونی تان بیدار خواهد شد . نور درونی ات که بیدار شود همان ویژگی‌های اصلی نور در روحت هویدا خواهد شد : و نتیجه این ارتعاش بی‌نظیر می‌شود خودآگاهی .

 

 

خودآگاهی یعنی که در لحظات بیشتر و بیشتری از انرژی هایی  که در درونت جریان دارد آگاه شوی و فیلمی که از انرژی تو به دنیا پخش می شود را آگاهانه بهتر کنی . وقتی نور درونی ات  بیدار شود ، خودآگاه خواهی شد و وقتی خودآگاه باشی ( فرقی نمی‌کند خانم باشی یا آقا) ، عشق واقعی را تجربه خواهی کرد.

 

 

 

 

 خدا هست دوست من . خدا هست . و هر آنچه در زندگی تجربه می کنی و می کنم یک فلش بزرگ است به سمت او. اصلاً هست شده ایم تا به او برسیم و اساساً عاشق می شویم تا او را بیابیم.

 

 هر جایی زندگیت که هستی یک لحظه مکث کن . درنگ کن و بیاندیش . و باید امروزکلمه های مرا می دیدی . چرا ؟  چون انتخاب شده ای تا هم اکنون سراغ آیینه بروی ، سراغ آیینه بروی و از خودت بپرسی : هی . نور درونیت را کجا جا گذاشتی ؟

عضو خبرنامه شوید
عضو خبرنامه شوید
دریافت جدیدترین مقالات در حوزه روابط و زندگی
اطلاعات شما نزد سایت دکتر بیتا حسینی محفوظ می ماند .

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.